مرتضى مطهري
596
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
كيفيت اداره و رهبرى طبقات مختلف اجتماع ، از دبيران و فرهنگيان ، ارتشيها ، صنعتگران ، قضات ، بازرگانان و روحيه اينها و ارزش اينها بحث مىفرمايد . رهبرى فطرى و رهبرى اكتسابى : 37 . رهبرى يا فطرى است و يا اكتسابى . البته حق اين است كه هم فطرى است و هم اكتسابى . از روحيه بعضى افراد در كودكى پيداست كه استعداد رهبرى دارند ، كودكان ديگر را به دنبال هدفها و نقشه هاى خود اعم از شخصى و عمومى بسيج مىكنند ، كودكان ديگر را تحت تأثير اراده خود قرار مىدهند و مطيع خود قرار مىدهند ، مثل نادر در حالى كه كودك است و به دنبال گوسفندان ، نقشه جنگ و حمله و فتح مىكشد و گوسفندان را به منزله افراد خود به شمار مىآورد . برخى معتقدند علت اينكه پيامبران حنيف همه و يا اكثرشان مبعوثان چوپان بودهاند اين است كه عملًا تمرين رهبرى كنند و مخصوصاً فاصله فكرى آنها با امت ، آنان را از رهبرى مأيوس نكند . ولى البته هر رهبر فطرى غير معصوم نيازمند به تجربه وتعلم و اكتساب است . وقتى كه پيامبران تمرين چوپانى مىكنند ، تكليف ديگران روشن است . يكى از مشكلات اساسى روحانيت : اما مطلبى كه مسخره است و از بىخبرى ما مردم حكايت مىكند اين است كه هر كسى كه مدتى فقه و اصول خواند و اطلاعات محدودى در همين زمينه كسب كرد و رساله اى نوشت ، فوراً مريدها مىنويسند : رهبر عاليقدر مذهب تشيع . به همين دليل مسأله « مرجع » به جاى « رهبر » يكى از اساسىترين مشكلات جهان شيعه است و بايد انشاءا لله در يك مقاله اى تحت عنوان « يكى از مشكلات اساسى روحانيت » اين مطلب را ذكر كنيم . نيروهاى شيعه را همين نقطه جمود ، جامد كرده كه جامعه ما مراجع را - كه حداكثر صلاح آنها صلاحيت در ابلاغ فتواست - به جاى رهبر مىگيرند و حال آنكه ابلاغ فتوا جانشينى مقام نبوت و رسالت ( در قسمتى از احكام ) است ، اما رهبرى جانشينى مقام امامت است . 38 . درباره علايم بىرشدى بايد بحث شود كه ما در ورقه هاى